اگر چند سالی در فضای آموزش عالی کار و تحقیق کرده باشید، می دانید که یکی از بحث های همیشگی این حوزه همین سوال است: چه کسی باید هزینه واقعی دانشگاه را بدهد؟ دانشجو؟ دولت؟ یا خود دانشگاه باید راه های درآمدزایی پیدا کند؟

تا همین چند دهه قبل، پاسخ ساده تر بود. خیلی از کشورها تصور می کردند تامین مالی دانشگاه مثل ساخت بزرگراه یا بیمارستان است؛ یعنی دولت باید عمده هزینه را تقبل کند. اما با افزایش جمعیت دانشجو، رشد هزینه های دانشگاهی، تحولات فناوری و فشارهای مالی دولت ها، این مدل آرام آرام دچار بحران شد.

برای همین، الان در دنیا چند مدل اصلی تامین مالی آموزش عالی وجود دارد که بد نیست اول از همه با آنها شروع کنیم تا بقیه بحث شفاف تر جلو برود.

مدل های اصلی تامین مالی آموزش عالی در جهان

  1. مدل کاملاً دولتی

    در این مدل، دولت عمده هزینه ها را پرداخت می کند و شهریه یا صفر است یا بسیار پایین. نمونه: نروژ، فنلاند.

  2. مدل شهریه محور

    دانشگاه ها تا حد زیادی از شهریه دانشجو تامین مالی می شوند. نمونه: کره جنوبی، ژاپن، آمریکا.

  3. مدل ترکیبی

    بخشی از بودجه از دولت می آید، بخشی از شهریه و بخش دیگر از فعالیت های اقتصادی دانشگاه. نمونه: آلمان، هلند، استرالیا.

  4. مدل مبتنی بر درآمدهای غیرشهریه ای

    یعنی دانشگاه از سرمایه گذاری، کارآفرینی، حق امتیاز پتنت ها، قراردادهای پژوهشی و خدمات صنعتی درآمد کسب می کند. نمونه: سنگاپور، برخی دانشگاه های چین.

  5. مدل کمک های خیریه و انتفاعی

    رایج در دانشگاه های خصوصی معتبر آمریکایی مثل هاروارد، پرینستون که بخشی از درآمدشان از صندوق های سرمایه گذاری خصوصی می آید.

اکنون که یک تصویر کلی داریم، بیایید تامین مالی آموزش عالی را در سه سطح بررسی کنیم: کلان، میانی و خرد. این همان رویکردی است که در پژوهش های خودم درباره زیست بوم کارآفرینی در آموزش عالی هم به آن رسیده ام


سطح کلان: سیاست ها، منابع پایدار و تاثیر اقتصاد ملی

در سطح کلان، داستان از دولت و ساختار اقتصاد شروع می شود. کشورهایی مثل فنلاند، نروژ و دانمارک هنوز اعتقاد دارند آموزش عالی یک کالای عمومی است و باید عمدتاً از مالیات عمومی تامین شود. نتیجه این سیاست دسترسی گسترده و برابری نسبی آموزشی است.

اما در آسیای شرقی مدل متفاوتی می بینیم. کره جنوبی یکی از شهریه محورترین سیستم های آموزشی جهان را دارد. بیش از دو سوم هزینه دانشگاه از خود دانشجو تامین می شود. همین موضوع باعث شده هم کیفیت دانشگاه بالا برود، هم فشار اقتصادی زیادی به خانواده ها وارد شود. تا جایی که برخی جامعه شناسان کره ای از آن به عنوان بحران آموزش نام می برند.

در ژاپن هم شهریه نقش پررنگی دارد، اما دولت با کمک هزینه های هدفمند سعی می کند شکاف طبقاتی در دسترسی به آموزش عالی را مدیریت کند.

در چین مدل ترکیبی است. دولت سرمایه گذاری سنگینی روی دانشگاه های پیشرو مثل تسینگهوا و پکن انجام داده، اما همزمان دانشگاه ها را تشویق کرده که با صنعت وارد همکاری شوند و از محل پژوهش و تجاری سازی درآمد کسب کنند. همین سیاست باعث جهش چشمگیر دانشگاه های چینی شده است.

در اروپا نیز مدل های متفاوتی داریم. آلمان هنوز به شدت دولتی است، اما هلند و اتریش به سمت شهریه های متوسط رفته اند و نظام وام دانشجویی را تقویت کرده اند.

در کشورهای متکی به درآمدهای ناپایدار مثل نفت، یک مشکل قدیمی وجود دارد: بودجه آموزش عالی با نوسانات درآمد دولت بالا و پایین می شود. این یعنی دانشگاه نمی تواند برای بلندمدت برنامه ریزی کند و توسعه پایدار ندارد.


سطح میانی: دانشگاه به عنوان یک سازمان اقتصادی

در سطح میانی موضوع روشن است: دانشگاه برای بقا و رشد، باید مثل یک سازمان اقتصادی فکر کند. البته نه به این معنا که ماموریت علمی خود را فراموش کند، بلکه باید منابع متنوعی ایجاد کند تا تنها به دولت یا شهریه وابسته نباشد.

دانشگاه های موفق دنیا چند مسیر اصلی برای درآمدزایی دارند:

  • قراردادهای پژوهشی با صنعت
  • تجاری سازی اختراعات و پتنت ها
  • مرکز رشد، شتابدهنده و سهامداری در استارتاپ ها
  • دوره های کوتاه مدت و آموزش های حرفه ای
  • فعالیت های بین المللی مانند جذب دانشجوی خارجی
  • امکانات جانبی: بیمارستان آموزشی، کلینیک ها، اجاره فضاها

در پژوهشی که درباره زیست بوم کارآفرینی دانشگاهی انجام دادم، یک یافته مهم داشتم: موفقیت دانشگاه در این حوزه بدون وجود یک بستر حمایتی قوی در سطح کلان تقریباً غیرممکن است. یعنی حتی دانشگاه خلاق هم اگر قوانین، آزادی عمل و زیرساخت لازم را نداشته باشد، نمی تواند وارد مدل های نوآورانه تامین مالی شود.

در آسیا نمونه های جذابی داریم. دانشگاه ملی سنگاپور بخش مهمی از درآمد خود را از تجاری سازی فناوری و سرمایه گذاری های دانش بنیان کسب می کند. در چین، دانشگاه ها با پارک های علمی بزرگ پیوند خورده اند. در کره جنوبی، برخی دانشگاه ها از طریق همکاری گسترده با شرکت های بزرگ مثل سامسونگ و ال جی درآمد پایدار به دست می آورند.


سطح خرد: دانشجو، شهریه و عدالت آموزشی

در نهایت، اثر تامین مالی مستقیم به دانشجو می رسد. شهریه بالا یعنی فشار روی خانواده ها. شهریه پایین بدون کیفیت یعنی کم شدن سرمایه انسانی. پس چالش اصلی اینجاست: عدالت آموزشی در برابر پایداری مالی.

مدل هایی مثل وام های مبتنی بر درآمد در کشورهایی مثل استرالیا و انگلستان تلاش کرده اند این تعادل را حفظ کنند. دانشجو بعد از کار کردن و رسیدن به یک سطح درآمد مشخص، اقساط شهریه را پرداخت می کند. این مدل نه فشار اولیه ایجاد می کند و نه دانشگاه را بدون درآمد می گذارد.

اما در کشورهای آسیایی مثل کره جنوبی، فشار شهریه به حدی بالا رفته که حتی بر نرخ باروری و سبک زندگی خانواده ها تاثیر گذاشته است.


نقدی که نمی توان نادیده گرفت

یکی از مشکلات رایج در بسیاری از کشورها این است که دانشگاه ها به طور کامل اقتصادی فکر نمی کنند. هنوز وابستگی ذهنی به بودجه دولتی زیاد است. در مقابل، برخی دانشگاه ها هم بیش از حد به سمت تجاری سازی رفته اند و رسالت آموزشی خود را فراموش کرده اند. هر دو مسیر خطرناک است.

به نظر من چالش اصلی این است که دانشگاه بتواند به یک نهاد پویا، مسئول و درآمدزا تبدیل شود، بدون اینکه روح علمی و پژوهشی خود را از دست بدهد.


چند پیشنهاد برای آینده تامین مالی آموزش عالی

  • تنوع بخشی واقعی به منابع درآمد در دانشگاه
  • تقویت زیرساخت تجاری سازی و پژوهش های مسئله محور
  • طراحی نظام وام دانشجویی کارآمد و مبتنی بر درآمد
  • تقویت شفافیت مالی در دانشگاه ها
  • تشویق دانشگاه ها به کارآفرینی، نه فقط افزایش شهریه
  • تعریف رابطه واقعی و دوطرفه بین صنعت و دانشگاه
  • سرمایه گذاری هوشمندانه دولت روی دانشگاه های پیشرونظر شما چیست؟
دسته‌ها: اقتصاد آموزش و کارآفرینی
برچسب‌ها: